قهرمان ميرزا عين السلطنه
1069
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نوشته بودند . از قرارى كه نوشتهاند چهار شب ضعيفهء شوهردارى را در خانهء خود نگاه داشته است ، يعنى ضعيفه در محكمه عاشق او شده بعد از آنكه امير نظام مطلع مىشود فرستاده يعقوب را مىآورند و ملاقات نكرده حكم به قتل مىكند . فورا در قلعه كهنه سرش را جدا مىكنند . خود حكيم رحيم تويسركان طبابت رفته بود . بعد حكم مىشود سرباز و توپچى و اجزاء حكومت رفته خانهء حكيم را غارت كنند . حكيم رحيم هم از صاحب مكنتها بود . سرباز و توپچى قناعت به خانهء رحيم نكرده چند خانهء ديگر يهوديها [ را ] كه قرب آن بود غارت كردهاند . از قرارى كه نوشته بودند مال و اموال زياد از هر قبيل زياد داشته ، تخمينا پنجاه شصت هزار تومان اموال حكيم رحيم به يغما رفته . جواهر و پول زرد و مرواريد بسيار بيرون آمده . گروى مردم هم زياد تلف شده . هركه هرچه امانت يا گرو نزد او داشت برده شد . بعد از غارت خانهها را آتش زدهاند . حالا كردستان رفته . سى چهل قتل در نزاع كردستان واقع شده . شيخ محمد تقى مجتهد را تكهتكه كرده بعد آتش زدهاند . راه همدان تا كردستان بسيار شلوغ است . اين مجتهد همدانى بوده . همدانيها براى كردها سربلند كردهاند . شرفيابى به طرز ركيك عين الملك آمده . در بالاخانهء توپخانه بودم به عشرتآباد محض شرفيابى مىرفت . كالسكهء بسيار بزرگى سوار [ بود ] ، سه يدك جلو و آبدار و « قبل منقل » عقب سر ، با چند نفر پيشخدمت . همهكس از وضع رفتن عشرتآباد او خنده و تعجب مىكند ، چون اين قواعد منسوخ شده به نظرها عجيب مىآيد و حقيقت كار ركيكى است . شرفيابى خاكپاى مبارك يدك و آبدارى لازم ندارد ، آن هم تا عشرتآباد كه تا شهر يك ميدان مسافت است . هميشه از ركن الدوله جلوتر وارد مىشود . محض نمودن همين تجملات در محضر صدراعظم هم شنيدم بطور بىادبى بالادست مشير الدوله نشسته و صدراعظم اوقاتش تلخ شده تا يك ساعت متكلم نشده ، بعد احوالپرسى سردى كرده است . فوت حضرت قدسيه جمعه 23 - حضرت قدسيه به ناخوشى يرقان و قلب ديشب وفات كرد . مدتى بود ناخوش بود . بيشتر بواسطهء غم و غصه بيچاره تلف شد . اصلا امامهاى [ است ] كه يكى از قراء معتبر خوشصفاى ارنگه « 1 » است بود . مدتها جزو خدمهء مرحومهء فروغ السلطنه
--> ( 1 ) - اشتباه كرده است . امامه از آباديهاى نزديك فشم ( آب جاجرود ) است و ارنگه از آباديهاى رودخانهء -